خوابگاه دختران :
نازنین وارد اتاق میشه و میبینه نسترن داره گریه می کنه! ، می پرسه چی شده عزیزم؟ نسترن میگه فقط 15 دور خوندم فردا امتحان حتماً خراب می کنم ، می خواستم 20 شم ولی الآن فک کنم 19.75 میشم!! ، و بعد صدای گریش بلندتر میشه!! ، نازنین هم بغضش می ترکه و میاد میشینه کنارش میگه منم فقط 18 دور خوندم و دیرم شروع کردم ، فک کنم 2 هفته ای میشه ، بیا باهم گریه کنیم!! ، که یکدفعه مرضیه با اضطراب میاد تو میگه بچه ها بیاین کمک سارا رو ببریم بیمارستان دور 30 ام رو خوند و بیهوش شد!! . . .
خوابگاه پسران :
پوریا پای لپ تاپشه توی فیسبوک می چرخه ، معلومم نیست دقیقاً چه هدفی داره ، بعد میلاد میاد تو میگه شایعه شده فردا امتحان داریم؟؟!! پوریا میگه آره منم شنیدم چیکار کنیم حالا؟ ،میلاد میگه جزوه داری؟ پوریام میگه دو جلسه اول نوشتم بعد خودکارم تموم شد دیگه ننوشتم! میلاد میگه خوب پس من میرم رو مخ علی خرخون که برسونه توهم سعی کن فرمولارو بنویسی ، پوریا میگه : الآن؟؟!!! میلاد میگه نه بابا مگه بیکاری؟ ، هنوز 6 ساعت تا امتحان وقته!!! ، بعدش معین میاد تو میگه بچه ها ال کلاسیکو شروع شد بیاین همه باهم ببینم ، و بعدش صدای تشویق و شیپور و ووووزلا شنیده میشه!!