بشنیده ام که عزم سفر میکنی"مکن
مهر حریف و یار دگر میکنی"مکن
تو در جهان غریبی غربت جه میکنی
قصد کدام خسته جگر میکنی:مکن
از ما مدزد خویش به بیگانگان مرو
دزدیده سوی غیر نظر میکنی"مکن
ای مه که چرخ زیرو زبر از برای توست
ما را خراب زیرو زبر میکنی"مکن
جانم چو کوره ایست پر اتش بست نکرد؟
روی من از فراق چو زر میکنی"مکن
چشم حرام خواره ی من دزد حسن توست ای جان
سزایی دزد بصر میکنی"مکن
سر در کش ای رفیق که هنگام گفت نیست
در بی سری عشق چه سر میکنی"مکن
مهر حریف و یار دگر میکنی"مکن
تو در جهان غریبی غربت جه میکنی
قصد کدام خسته جگر میکنی:مکن
از ما مدزد خویش به بیگانگان مرو
دزدیده سوی غیر نظر میکنی"مکن
ای مه که چرخ زیرو زبر از برای توست
ما را خراب زیرو زبر میکنی"مکن
جانم چو کوره ایست پر اتش بست نکرد؟
روی من از فراق چو زر میکنی"مکن
چشم حرام خواره ی من دزد حسن توست ای جان
سزایی دزد بصر میکنی"مکن
سر در کش ای رفیق که هنگام گفت نیست
در بی سری عشق چه سر میکنی"مکن
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 0:22 توسط mohammad-e
|
اینجا پاتوق بچه های پزشکی بیرجنده.هر روز با کوله های خالی میریم دانشگاه و با کوله هایی پر از خاطره بر میگردیم...!لحظه هامونو اینجا های لایت میکنیم تا به یادگار بمونه 7 سالی که هنوز اولشه...!